تبليغاتX
 دخـــــتر پاییزی
 

کلام گوهر بار خواجه عبدااله انصاری

بدان ای عزیــز که رنج مردم در ســه چیـز است

 

از وقت پیش می خواهـند

از قسمت بیش می خـواهتد

و آن دیگران را از آن خویش می خواهند


 

نوشته شده توسط آیدا در دوشنبه 20 خرداد1387 ساعت موضوع کوچک اما ماندنی | لینک ثابت


تقدیم به همه عاشقان

من تنها

من غمگین

من افسرده دلتنگ

یک عالم غم تو چشامه مثل گلدون بی سنگ

یاد لحظه حضـورت

دل بی نیـاز دورت

من و تا اینجا کشونده

تو چشـم دریا نشون ده

غروبـا دلـم می گـیره

گاهیـم گریه ام می گیره

وقتی که یادت می افتم

کوله بار غم می میـره

تنها مونس دل من

گریه و راز و نیازه

گرچه میدونم

دل تـــــــــــو

از نگاهم بی نیــازه

غروبا دلـم گـیره

گاهیم گریه ام می گیره

وقتی یادت می افتم کوله بار غم می میره


 

نوشته شده توسط آیدا در شنبه 4 خرداد1387 ساعت موضوع عمومی | لینک ثابت


  

   چه خوبه یاد بگیریم حرف های مفید همیشه یادمان باشد و ان ها را به کار بگیریم.

     خیلی خوبه آدم به حرفهایی که می زنه عمل کنه ....مگه نه !!!

      لینک ببین بیشتر متوجه حرفهایم می شوی

     

     اینو ببین .

 

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت : ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت : مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت : جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانه قاضی برم
گفت: رو صبح ای قاضی نیمه شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانه خمار نیست
گفت: تا داروغه را گویم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت: کار شرع کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت جامه ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: اگه نیستی کز سر درافتادت کلاه
گفت: در سر عقل میباید بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی زان چنین بی خود شدی
گفت: ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت: هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست

       منتظر نظراتتان در پست پایین هستم نظ سنجی این را غیر فعال می کنم .

 


 

نوشته شده توسط آیدا در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت موضوع عمومی | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting